X
تبلیغات
باران - سودی


باران - سودی

با تو زیر بارانم ، چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود !

 کلید قلبمو دادم بهت گم نکنی سر به هوای من

کلید قلبم زیر همان گلدان  همیشگی ست

رویای تو اگر بیاید پشت در نیماند...

چهارشنبه 4 دی1392| 21:0 |سودی| |

 

کاش آسمان  ...

حرف کویر را می فهمیدو اشک خود را نثارگونه های خشک او

می کرد

جمعه 15 آذر1392| 10:52 |سودی| |

شاید یه روزایی دلم بگیره اما...

دل نمیدم به سختیه تموم دنیا

شاید شبایی باشه که گریم بگیره

یادم بره اون تویی که هیج وقت منو یادش نمیره

برای دوست داشتن تو تموم قلب من کمه

این که تو عاشق منی زیباترین باورمه

آخر کار اسم تو که سر به راهم میکنه

تموم عشقم اینه که خدا نگاهم میکنه

چی عاشقونه تر از این که هر نفس تو با منی؟

خیلی شکستن دلمو دلی که تو نمیشکنی

چه بی اراده رو به روت دوباره زانو میزنم

از هر چی جز خودت باید دست بکشم دل بکنم

 

پنجشنبه 9 آبان1392| 11:49 |سودی| |

خدایا ...

مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود ...

دوشنبه 23 بهمن1391| 18:52 |سودی| |

سه شنبه 17 بهمن1391| 13:42 |سودی| |

گویند انکه تو را باور کند از آنکه تو را دوست دارد یک قدم جلوتر است...

آنقدر باورت دارم که وقتی میگویی :

باران

خیس میشوم...

 

پنجشنبه 5 بهمن1391| 18:29 |سودی| |

دوباره چشم وا کردم به این کابوس بیداری

دوباره صورتک‌ها و تفاوت‌های تکراری

هجوم آدم و آهن تو این تکرار بی‌پایان

نمی‌دونن کجا می‌رن نمی‌دونن که چی می‌خوان

دارم سرگیجه می‌گیرم از این دنیای آشفته

تو عکسایی که می‌گیرم جهان برعکس می‌افته

مسیر آرزوهام‌و دارم گم می‌کنم کم‌کم

دارم سرگیجه می‌گیرم میون این همه آدم

       زبون قصه خاموشه  چراغ رابطه، تاریک    

چه شیرینن همه از دور چقد تلخن از نزدیک

دلم می‌خواس می‌رفتم یه جایی دور از آدم‌ها

دلم می‌خواس می‌رفتم نمی‌دونم کجا اما

سه شنبه 26 دی1391| 22:26 |سودی| |

با ديدگان بسته، در تيرگي رهايم

اي همرهان كجاييد؟ اي مردمان كجايم؟

پر كرد سينه‌ام را فرياد بي شكيبم

با من سخن بگوييد اي خلق، با شمايم

شب را بدين سياهي، كي ديده مرغ و ماهي

اي بغض بي‌گناهي بشكن به هاي‌هايم

سرگشته در بيابان، هر سو دوم شتابان

ديو است پيش رويم، غول است در قفايم

بر توده‌هاي نعش است پايي كه مي‌گذارم

بر چشمه‌هاي خون است چشمي كه مي‌گشايم

آن همرهان كجايند؟ اين رهزنان كيانند

تيغ است بر گلويم، حرفي‌ست با خدايم

سيلابه‌هاي درد است رمزي كه مي‌نويسم

خونابه‌هاي رنج است شعري كه مي‌سرايم

چون ناي بينوا، آه، خاموش و خسته گويي

مسعود سعد سلمان، در تنگناي نايم

اي همنشين ديرين، باري بيا و بنشين

تا حال دل بگويد، آواي نارسايم

شب‌ها براي باران گويم حكايت خويش

با برگ‌ها بپيوند تا بشنوي صدايم

ديدم كه زردرويي از من نمي‌پسندي

من چهره سرخ كردم با خون شعرهايم

روزي از اين ستمگاه خورشيدوار بگذر

تا با تو همچو شبنم بر آسمان برآيم.

مشیری

جمعه 8 دی1391| 21:6 |سودی| |

دنگ..،دنگ..
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من...
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت ، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز...

سهراب سپهری

 

یکشنبه 3 دی1391| 17:4 |سودی| |

بیا ماه من و یلدای من باش

شب بارانی دی ماه من باش

بیا زیباترین مجنون این شب

عمری با من و لیلای من باش

چهارشنبه 29 آذر1391| 20:55 |سودی| |

منو تو دوتا پرنده تو قفس زندونی بودیم
جای پرزدن نداشتیم ولی اسمونی بودیم
ابرو بارونو میدیدم اما دنیامون قفس بود
چشم به دوردستا نداشتیم همینم واسه ما بس بود
اما یک روز اونایی که مارو باهم دوست نداشتن
تورو پر دادن و جاتم یدونه اینه گذاشتن
منِ خوش باور صادق فکر میکردم روبه رومی
گاهی اشتباه میکردم من کدومم تو کدومی
با تو زندگی میکردم قفسه تنگ و سیاهو
عشق تو از خاطرم برد عشق پر زدن تا ماهو
اما یک روز باد وحشی رویاهامو با خودش برد
قفس افتاد و شکست و ایینه افتاد و ترک خورد
تازه فهمیدم دروغ بود دنایایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری خودمو نشناخته بودم
تو تو اسمونا بودی با پرنده های ازاد
منه تن خسترو حتی یه دفعه یادت نیوفتاد
حالا این قفس شکسته راه اسمون شده باز
اما تو قفس نشستم دیگه یادم رفته پرواز

دوشنبه 20 آذر1391| 9:57 |سودی| |

گناه من تویی جادو

 

 

نگاه من تویی هر سو 

دوشنبه 13 آذر1391| 19:44 |سودی| |

دلم کوچک است,کوچکتر از باغ پشت پنجره

ولی آنقدر جا دارد که برای کسی که دوستش دارم

گلی بکارم برای همیشه........

جمعه 10 آذر1391| 10:32 |سودی| |

پادشاهی در زمستان به یکی از نگهبانان گفت:سردت نیست؟

...نگهبان پاسخ داد: عادت دارم

پادشاه گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند

ولی فراموش کرد

صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود

به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا ویران کرد

دوشنبه 6 آذر1391| 18:50 |سودی| |

 

ای نازنین !‌ نگاه روان پرور تو کو ؟
وان خنده ی ز عشق پیام آور تو کو ؟

ای آسمان تیره که اینسان گرفته ای

بنما به من که ماه تو کو ؟ اختر تو کو ؟

ای سایه گستر سر من ،‌ ای همای عشق

از پا فتاده ای ز چه ؟ بال و پر تو کو ؟

ای دل که سوختی به بر جمع ، چون سپند

مجمر تو را کجا شد و خکستر تو کو ؟

آخر نه جایگاه سرت بود سینه ام ؟

سر بر کدام سینه نهادی سر تو کو ؟

ناز از چه کرده ای ، چو نیازت به لطف ماست ؟

آخر بگو که یار ز من بهتر تو کو

سودای عشق بود و گذشتیم مان ز جان

اما گذشت این دل سوداگر تو کو ؟

صدها گره فتاده به زلف و به کار من

دست گره گشای نوازشگر تو کو ؟

سیمین !‌ درخت عشق شدی پک سوختی

اما کسی نگفت که خاکستر تو کو ؟

سیمین بهبهانی

دوشنبه 6 آذر1391| 14:20 |سودی|

اگر میخواهی...

رنگین کمان را ببینی...

باید یاد بگیری باران را دوست داشته باشی...

 

پنجشنبه 25 آبان1391| 17:13 |سودی| |

ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد

از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داریم !

امـا …. حقیقـت اینه که :

از دست دادن ِ خــودمـون

و از یــاد بردن ِ اینکه کـی هستیـم ! و چقدر ارزش داریم ….

گـاهی وقتــها خیلــی دردنــاک تـره  … !!

دوشنبه 22 آبان1391| 15:29 |سودی| |

او بی عیب نیست، شما هم همینطور و هر دوی شما هیچگاه کامل نخواهید بود اما اگر او می تواند حداقل یک بار شما را بخنداند، باعث شود دو بار به او فکر کنید، و اگر پذیرفت که یک انسان است و اشتباه می کند، با او بمانید و از جان برایش مایه بگذارید. او در وصف شما شعر نخواهد سرود، هر لحظه به شما فکر نخواهد کرد، اما بخشی از وجودش را به شما خواهد داد که می داند می توانید آن را بشکنید. به او آزار نرسانید، تغییرش ندهید و بیش از توانش از وی انتظار نداشته باشید. موشکافی نکنید، وقتی خوشحالتان می کند لبخند بزنید. وقتی عصبانیتان می کند آرامش خود را حفظ کنید. وقتی نیست دلتنگش شوید. عاشقش باشید. چون آدم کامل وجود ندارد اما همیشه یک نفر هست که با او کامل ترین لحظات را تجربه می کنید.

چهارشنبه 17 آبان1391| 10:18 |سودی| |

غدیر ، بهاى هر چه بهاران، طراوت قطره قطره‏ ى باران

عطر دل‏ انگیز نعمت ولایت و… موهبت هدایت مبارک باد . . .

جمعه 12 آبان1391| 12:53 |سودی|


Designer: jooojefokoli

| Daily |

قالب هاے جوجہ فکلے
| Archives |

| Links |

قالب هاے جوجہ فکلے
| Others |